بـرنـــامـــه زمــــانـی
سال ۱۴۰۴ را شاید بتوان نقطه عطفی در تاریخ اقتصاد دیجیتال ایران دانست؛ سالی که بسیاری از استارتاپها و شرکتهای فناوری، بهجای تمرکز بر رشد، جذب سرمایه یا توسعه محصول، تمام توان خود را صرف بقا کردند. محدودیتهای اینترنت، نااطمینانیهای اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری، بحرانهای امنیتی و مهاجرت نیروی انسانی، تصویری متفاوت از اکوسیستم نوآوری ایران ترسیم کرد؛ اکوسیستمی که اکنون بیش از هر زمان دیگری در انتظار بازنویسی قواعد بازی است.
رضا غیابی، مشاور مدیریت و استراتژیست کسبوکار، در گفتوگویی تحلیلی، از تغییر پارادایم اقتصاد دیجیتال ایران سخن میگوید؛ تغییری که به باور او، مهمترین ویژگی آن عبور از «رشد» به «بقا» است.
به گفته غیابی، بحرانهای سال ۱۴۰۴ را نباید بهعنوان رویدادهایی مقطعی دید. به اعتقاد او، فعالان اکوسیستم نوآوری طی سه تا چهار سال گذشته بارها با شرایط «فورسماژور» مواجه شدهاند؛ از اعتراضات اجتماعی و محدودیتهای اینترنت گرفته تا جنگ، تحریم و بیثباتی اقتصادی.
در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان موفقیت یا شکست استارتاپها را صرفاً به کیفیت مدل کسبوکار آنها نسبت داد. بسیاری از استارتاپهایی که ظرفیت رشد بالایی داشتند، به دلیل شرایط محیطی آسیب دیدند و حتی از بازار خارج شدند.
به همین دلیل، اولویت بسیاری از شرکتها دیگر توسعه محصول یا افزایش سهم بازار نیست؛ بلکه مدیریت نقدینگی، کاهش هزینهها، حفظ جریان درآمد و ادامه فعالیت روزمره به مهمترین دغدغه مدیران تبدیل شده است.
در نگاه نخست ممکن است تصور شود بحرانهای اخیر باعث شدند کسبوکارهای تابآور از دیگران متمایز شوند؛ اما غیابی این تحلیل را کامل نمیداند.
او معتقد است بخشی از رشد برخی شرکتها، بیش از آنکه نتیجه مدیریت بحران باشد، محصول تغییرات رگولاتوری و شرایط بازار بوده است. پلتفرمهایی که خدمات خود را بر بستر اینترنت داخلی ارائه میکردند یا وابستگی کمتری به اینترنت بینالملل داشتند، طبیعتاً آسیب کمتری دیدند و حتی در برخی حوزهها رشد کردند.
این موضوع نشان میدهد موفقیت در سال ۱۴۰۴ الزاماً به معنای برتری مدل کسبوکار نبود؛ بلکه تا حد زیادی به میزان وابستگی هر کسبوکار به زیرساختهای جهانی و سیاستهای داخلی بستگی داشت.
شاید مهمترین محور گفتوگوی غیابی، نقش اینترنت در اقتصاد دیجیتال باشد.
او معتقد است اینترنت دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی یا زیرساخت فناوری نیست؛ بلکه به مهمترین ریسک عملیاتی شرکتهای دیجیتال تبدیل شده است.
مسئله تنها دسترسی مدیران یا کارکنان به اینترنت نیست؛ بلکه بسیاری از ابزارهای حیاتی کسبوکارها وابسته به خدمات جهانی هستند؛ از نرمافزارهای طراحی و توسعه گرفته تا سرویسهای ابری، ابزارهای تحلیل داده، خدمات گوگل و حتی شبکههای اجتماعی.
در کنار این وابستگی، بسیاری از شرکتهای ایرانی طی سالهای اخیر اینستاگرام را به مهمترین کانال بازاریابی و فروش خود تبدیل کرده بودند. محدود شدن این ابزارها، عملاً مسیر ارتباط با مشتری را نیز مختل کرده است.
در چنین شرایطی، حتی اگر بازار هدف یک شرکت صرفاً داخل ایران باشد، همچنان برای ادامه فعالیت به زیرساختهای بینالمللی وابسته است.
یکی دیگر از پیامدهای بحرانهای اخیر، تغییر رفتار سرمایهگذاران خطرپذیر است.
به گفته غیابی، سرمایهگذاران امروز دیگر حاضر نیستند مانند گذشته با افق سه تا پنجساله روی استارتاپها سرمایهگذاری کنند. نااطمینانیهای اقتصادی و زیرساختی باعث شده سرمایهگذاریها کوتاهمدتتر، محتاطانهتر و سودمحورتر شوند.
در چنین فضایی، استارتاپهایی که هنوز به سوددهی نرسیدهاند، بیش از گذشته با کمبود منابع مالی مواجه میشوند؛ موضوعی که میتواند چرخه نوآوری را نیز کندتر کند.
غیابی در میان تمام مشکلات، از یک عامل نامرئی اما بسیار مهم نام میبرد: اعتماد.
به باور او، سرمایهگذار، کارآفرین و حتی نیروی متخصص، بیش از هر چیز نسبت به آینده دچار تردید شدهاند.
وقتی آینده زیرساختهای اینترنت، قوانین، بازار و حتی شرایط اقتصادی قابل پیشبینی نباشد، تصمیمگیری برای سرمایهگذاری یا توسعه کسبوکار نیز دشوار خواهد شد.
در چنین شرایطی، بیاعتمادی خود به مانعی بزرگتر از بسیاری از محدودیتهای فنی تبدیل میشود.
غیابی در جریان حضور خود در پاویون مشاوره دبیرخانه اینوتکس، با دهها استارتاپ درگیر بحران گفتوگو کرده است.
به گفته او، مهمترین الگوهای مشترک میان این کسبوکارها عبارت بودند از:
این مجموعه عوامل، تصویری از اکوسیستمی ارائه میدهد که بیش از هر زمان دیگری درگیر عدم قطعیت است.
در چنین فضایی، توصیههای غیابی نیز تفاوت محسوسی با توصیههای رایج مدیریت استارتاپ دارد.
او پیشنهاد میکند شرکتها در کوتاهمدت، بخشی از برنامههای توسعه محصول و بازاریابی را متوقف کنند و منابع خود را روی حفظ عملیات متمرکز سازند.
از جمله راهکارهای پیشنهادی او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
البته خود او نیز تأکید میکند که این راهکارها، درمان قطعی نیستند؛ بلکه تنها میتوانند زمان بیشتری برای ادامه فعالیت کسبوکارها فراهم کنند.
از نگاه غیابی، اقتصاد دیجیتال ایران اکنون در وضعیت «انتظار» قرار دارد؛ انتظاری برای تغییر در سیاستگذاری، زیرساختها و تعاملات بینالمللی.
در حالی که طی سالهای گذشته بارها از هدفگذاری سهم ۱۰ تا ۲۰ درصدی اقتصاد دیجیتال در تولید ناخالص داخلی سخن گفته شده بود، روند فعلی میتواند این سهم را حتی به سطح سالهای گذشته بازگرداند.
به اعتقاد او، احیای اکوسیستم نوآوری تنها با تصویب یک قانون یا ارائه یک بسته حمایتی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند مجموعهای از اصلاحات در حوزه اینترنت، رگولاتوری، سرمایهگذاری، زیرساخت و تعاملات بینالمللی است.
گفتوگوی رضا غیابی تصویری واقعبینانه از وضعیت امروز اقتصاد دیجیتال ایران ارائه میدهد؛ تصویری که در آن، بسیاری از مفاهیمی که زمانی موتور محرک اکوسیستم بودند، جای خود را به دغدغههای اولیه بقا دادهاند.
اگر در دهه گذشته، موفقیت استارتاپها با شاخصهایی مانند رشد کاربران، جذب سرمایه و توسعه بازار سنجیده میشد، امروز شاخصهای تازهای مانند مدیریت نقدینگی، تابآوری عملیاتی، حفظ نیروی انسانی و توان ادامه فعالیت، معیار اصلی ارزیابی کسبوکارها هستند.
اقتصاد دیجیتال ایران همچنان ظرفیت بالایی برای رشد دارد، اما تحقق این ظرفیت، بیش از هر زمان دیگری به ایجاد ثبات، دسترسی آزاد و پایدار به زیرساختهای دیجیتال، بازسازی اعتماد سرمایهگذاران و تدوین سیاستهایی وابسته است که نوآوری را بهعنوان یک مزیت راهبردی برای اقتصاد کشور به رسمیت بشناسند. تنها در چنین شرایطی است که اکوسیستم فناوری میتواند از مرحله «بقا» عبور کرده و دوباره به مسیر «رشد» بازگردد.
اقتصاد دیجیتال، آنچه در سال 1404 گذشت...
اقتصاد دیجیتال ایران در چه شرایطی وارد سال ۱۴۰۴ شد؟
پارک فناوری پردیس؛ سکوی بازسازی اقتصاد دیجیتال ایران در دوران پساجنگ
سکویی برای پرتاب: چرا دوران پساجنگ میتواند عصر طلایی اقتصاد دیجیتال ایران باشد؟
جنگ، اینترنت و اقتصاد دیجیتال؛ چرا امنیت و فناوری دیگر دو مسیر جداگانه نیستند؟
دبیرخانه: تهران،پارک فناوری پردیس، ساختمان سراج، واحد 125
کد پستی : 1657163871
دبیرخانه:
021-88503030
ایمیل: secretary@inotex.com