بـرنـــامـــه زمــــانـی
در سالهای اخیر، هر بار که کشور با یک بحران امنیتی یا نظامی مواجه شده، اینترنت نیز به یکی از نخستین متغیرهای سیاستگذاری تبدیل شده است. محدودیت یا قطع اینترنت، با هدف کنترل شرایط و کاهش تهدیدهای امنیتی اجرا میشود، اما همزمان میلیونها شهروند، هزاران کسبوکار و بخش بزرگی از اقتصاد دیجیتال را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا قطع اینترنت واقعاً امنیت بیشتری ایجاد میکند یا تنها هزینههای اقتصادی و اجتماعی بحران را افزایش میدهد؟
بررسی تجربه ایران، نمونههای بینالمللی و تحولات اخیر فناوریهای نظامی نشان میدهد پاسخ این سؤال بسیار پیچیدهتر از یک موافقت یا مخالفت ساده است.
تا چند سال پیش اینترنت بیشتر به عنوان یک خدمت ارتباطی شناخته میشد، اما امروز اینترنت همان نقشی را برای اقتصاد دیجیتال ایفا میکند که برق برای صنعت یا جاده برای حملونقل.
تقریباً تمام بخشهای اقتصاد به اینترنت وابستهاند:
به همین دلیل، قطع اینترنت دیگر صرفاً به معنای از دسترس خارج شدن شبکههای اجتماعی نیست؛ بلکه توقف بخشی از چرخه اقتصاد است.
یکی از استدلالهای رایج این است که بسیاری از کشورها نیز در شرایط امنیتی اینترنت را محدود میکنند.
واقعیت این است که چنین اقداماتی در برخی کشورها سابقه دارد، اما تقریباً در هیچ کشور توسعهیافتهای به عنوان یک ابزار دائمی یا عادی پذیرفته نشده است.
نمونههایی مانند:
در دورههایی اینترنت را محدود کردهاند، اما تقریباً در همه این کشورها، این اقدامات با اعتراض جامعه مدنی، رسانهها یا حتی دستگاه قضایی روبهرو شده است.
نکته مهمتر اینکه حتی در این کشورها نیز قطع اینترنت به عنوان راهکار استثنایی تعریف شده، نه مدل دائمی حکمرانی.
بسیاری چین را نمونه موفق محدودسازی اینترنت میدانند؛ اما واقعیت متفاوت است.
موفقیت اقتصاد دیجیتال چین صرفاً محصول فیلترینگ نیست.
چین پیش از محدودسازی گسترده اینترنت، زیرساختهای عظیمی ایجاد کرد:
به همین دلیل کاربران چینی هنگام محدود شدن سرویسهای خارجی، جایگزینهایی با کیفیت مشابه یا حتی بهتر در اختیار داشتند.
در مقابل، در بسیاری از کشورها هنوز چنین اکوسیستمی شکل نگرفته است.
اگر بخواهیم موضوع را صرفاً از منظر اقتصاد بررسی کنیم، هزینههای خاموشی اینترنت بسیار فراتر از کاهش فروش چند فروشگاه اینترنتی است.
مهمترین پیامدها عبارتاند از:
هر ساعت اختلال، زنجیرهای از خسارت ایجاد میکند:
سرمایهگذاری بیش از هر چیز به «قابلیت پیشبینی» نیاز دارد.
وقتی هیچ کسبوکاری نداند هفته آینده اینترنت برقرار خواهد بود یا خیر، سرمایهگذاری نیز متوقف میشود.
این مسئله تنها سرمایهگذاران خارجی را فراری نمیدهد؛ بلکه سرمایه داخلی را نیز به سمت بازارهای کمریسکتر سوق میدهد.
اقتصاد دیجیتال بیش از هر صنعت دیگری بر نیروی انسانی متخصص متکی است.
در سالهای اخیر مهاجرت برنامهنویسان، متخصصان هوش مصنوعی، مدیران محصول و تیمهای استارتاپی از مرحله فردی عبور کرده و در بسیاری موارد به مهاجرت سازمانی تبدیل شده است.
خروج این سرمایه انسانی، خسارتی است که در آمارهای اقتصادی بهسادگی دیده نمیشود.
یکی از نتایج ناخواسته محدودسازی اینترنت، گسترش استفاده از VPN است.
در چنین شرایطی:
در نتیجه، محدودیت اینترنت الزاماً به معنای افزایش کنترل نیست.
در سوی دیگر این بحث، نگرانیهای امنیتی نیز واقعی هستند.
دولتها استدلال میکنند که در زمان بحران:
بنابراین نمیتوان دغدغه امنیت را نادیده گرفت.
اما سؤال مهم این است که آیا قطع اینترنت بهترین ابزار مقابله با این تهدیدهاست؟
تحولات اخیر نظامی نشان میدهد مفهوم جنگ بهطور اساسی تغییر کرده است.
امروز میدان نبرد صرفاً شامل موشک و تانک نیست.
هوش مصنوعی اکنون در بخشهای مختلف جنگ حضور دارد:
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران از ورود جهان به عصر جنگهای الگوریتمی سخن میگویند.
در جنگهای جدید، روایت نیز به اندازه تجهیزات نظامی اهمیت پیدا کرده است.
هوش مصنوعی میتواند:
به همین دلیل امروز جنگ شناختی به یکی از مهمترین ابعاد امنیت ملی تبدیل شده است.
یکی از مهمترین یافتههای تجربههای اخیر این است که بسیاری از حملات سایبری حتی در شرایط محدودیت اینترنت نیز رخ دادهاند.
نمونههایی مانند:
نشان میدهد امنیت سایبری بیش از آنکه به اتصال یا عدم اتصال اینترنت وابسته باشد، به کیفیت زیرساخت، بهروزرسانی تجهیزات، معماری شبکه و آمادگی سازمانها وابسته است.
در برخی موارد حتی قطع اینترنت، امکان دریافت وصلههای امنیتی و بهروزرسانی سامانهها را نیز محدود میکند.
بحرانهای اخیر چند آسیبپذیری مهم اقتصاد دیجیتال ایران را آشکار کردند:
این چالشها نشان میدهد تابآوری دیجیتال تنها با توسعه زیرساخت داخلی یا صرفاً اتصال به اینترنت جهانی حاصل نمیشود؛ بلکه نیازمند ترکیبی از هر دو است.
هر بحران، علاوه بر خسارت، فرصتهایی نیز ایجاد میکند.
تحولات اخیر میتواند محرکی برای چند تغییر مهم باشد:
کاهش وابستگی به تجهیزات حساس خارجی میتواند به شکلگیری صنعت سختافزار و امنیت سایبری داخلی کمک کند.
سرمایهگذاری بر مراکز داده و خدمات ابری بومی، تابآوری اقتصاد دیجیتال را افزایش میدهد.
به جای اتکا به خاموشی اینترنت، تمرکز بر آموزش، مدیریت رخداد، سامانههای تشخیص نفوذ و پاسخ سریع میتواند اثربخشتر باشد.
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد امنیت پایدار با ترکیب سه عنصر حاصل میشود:
مهمترین درس تجربههای جهانی آن است که امنیت و اقتصاد دیجیتال دیگر در دو سوی یک معادله قرار ندارند.
اقتصاد دیجیتال ضعیف، امنیت ملی را نیز تضعیف میکند؛ همانگونه که امنیت شکننده، امکان رشد اقتصاد دیجیتال را از بین میبرد.
بنابراین پرسش اصلی دیگر این نیست که امنیت یا اینترنت؟
پرسش واقعی این است:
چگونه میتوان امنیت را بدون خاموش کردن موتور اقتصاد دیجیتال تأمین کرد؟
به نظر میرسد آینده حکمرانی دیجیتال در جهان به سمت مدلهایی حرکت میکند که به جای خاموشی کامل، بر مدیریت هوشمند ریسک، تقویت زیرساختهای بومی، تابآوری سایبری، پاسخ هدفمند به تهدیدها و شفافیت در تصمیمگیری تکیه دارند.
اقتصاد دیجیتال ایران نیز اگر بخواهد در رقابت منطقهای باقی بماند، ناگزیر است همین مسیر را دنبال کند؛ مسیری که در آن اینترنت نه یک امتیاز، بلکه زیرساخت حیاتی توسعه، امنیت و رقابتپذیری کشور تلقی شود.
اقتصاد دیجیتال، آنچه در سال 1404 گذشت...
اقتصاد دیجیتال ایران در چه شرایطی وارد سال ۱۴۰۴ شد؟
پارک فناوری پردیس؛ سکوی بازسازی اقتصاد دیجیتال ایران در دوران پساجنگ
سکویی برای پرتاب: چرا دوران پساجنگ میتواند عصر طلایی اقتصاد دیجیتال ایران باشد؟
جنگ، اینترنت و اقتصاد دیجیتال؛ چرا امنیت و فناوری دیگر دو مسیر جداگانه نیستند؟
دبیرخانه: تهران،پارک فناوری پردیس، ساختمان سراج، واحد 125
کد پستی : 1657163871
دبیرخانه:
021-88503030
ایمیل: secretary@inotex.com