بـرنـــامـــه زمــــانـی
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران با تشریح سه سناریوی بانکداری ایران در دوران پساجنگ گفت: بانکها برای بقا باید به سمت همکاری با فینتکها، هوش مصنوعی، بانکداری باز و خدمات مالی جاسازیشده حرکت کنند.
به گزارش ستاد خبری اینوتکس ۲۰۲۶، پنل «بانکداری نوآورانه در دوران پساجنگ» با حضور مهدی محمدی، عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران و محمد صادقی، مدیرعامل شرکت بهسازان ملت در سالن چندمنظوره پارک فناوری پردیس و همزمان با برگزاری پانزدهمین نمایشگاه بینالمللی نوآوری و فناوری اینوتکس ۲۰۲۶ برگزار شد.
مهدی محمدی، عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران در این پنل با تشریح سناریوهای احتمالی پیش روی اقتصاد و نظام بانکی کشور در دوره پساجنگ سه سناریوی بدبینانه، خوشبینانه و میانه را برای آینده تعاملات مالی و بانکی کشور ترسیم کرد و گفت: در سناریوی بدبینانه، تشدید تحریمها و محدود شدن تعاملات بینالمللی میتواند دسترسی کشور به منابع مالی و تعاملات بانکی جهانی را با محدودیت جدی مواجه کند.
سناریوی بدبینانه؛ رشد فینتکهای رمزارزی و کسبوکارهای متکی بر تورم
محمدی درباره سناریوی بدبینانه توضیح داد: در این سناریو شرایط جنگی و تحریمها بهشدت تشدید میشود و حتی تعاملات نصفهونیمهای که در شرایط فعلی وجود دارد نیز محدود خواهد شد. فشار تحریم افزایش مییابد و امکان تعاملات مالی با دنیا از بین میرود.
وی افزود: در چنین شرایطی منابع تامین مالی کشور نیز کاهش پیدا میکند؛ چراکه امکان فروش نفت بهشدت کاهش مییابد و به همان نسبت، منابع حاکمیتی و منابع اقتصادی کشور نیز کاهش خواهد یافت.
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران ادامه داد: اگر این سناریو محقق شود، در حوزه مالی و بانکی، کسبوکارهایی که بتوانند تعاملات مالی بینالمللی را تا حدی تسهیل کنند یا از بسترهای غیررایج بانکی برای ارائه خدمات استفاده کنند، شانس بیشتری برای بقا و رشد خواهند داشت.
وی گفت: برای نمونه کسبوکارهای فعال در حوزه رمزارز و فینتکهای مبتنی بر بلاکچین میتوانند در چنین فضایی رشد کنند؛ بهویژه کسبوکارهایی که بتوانند با روشهایی تعاملات بینالمللی و نقلوانتقالات مالی را تسهیل کنند.
محمدی با بیان اینکه در چنین شرایطی بخشی از بازی از نظام بانکی سنتی خارج میشود اظهار کرد: فینتکهای بلاکچینی و کسبوکارهایی که بتوانند خدمات مالی را در بسترهای غیرمتعارف ارائه کنند احتمالا در سناریوی بدبینانه رشد قابل توجهی خواهند داشت.
وی حوزه دوم برخوردار از ظرفیت رشد در این سناریو را کسبوکارهایی دانست که از تورم تاثیر میپذیرند و ادامه داد: کسبوکارهایی که ذاتا با تورم همراستا هستند از جمله کسبوکارهای مرتبط با طلا و پلتفرمهای خرید و فروش طلا در چنین فضایی میتوانند بازی پررنگی داشته باشند.
محمدی خاطرنشان کرد: در این شرایط نقش و ظرفیت سنتی بانکها در اقتصاد بهشدت محدود میشود و بانکها یا باید واسطهها و ابزارهایی ایجاد کنند که بتوانند وارد این بازیها شوند یا در شرایط تحریمی با محدودیت و دشواری جدی مواجه خواهند شد.
سناریوی خوشبینانه؛ بازگشت سرمایه خارجی و اتصال بانکها به فناوریهای نوظهور
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران در تشریح سناریوی خوشبینانه گفت: در سوی دیگر طیف میتوان سناریویی را در نظر گرفت که در آن طی ماههای آینده توافق جامعی حاصل شود، فضای بینالمللی باز شود، امکان جذب سرمایهگذاری خارجی فراهم شود و تعاملات مالی در عرصه بینالمللی امکانپذیر شود.
وی افزود: در چنین شرایطی اگر سوئیفت نیز باز شود امکانات جدیدی در حوزه تأمین مالی و بهویژه تعاملات بانکی در اختیار کشور قرار خواهد گرفت.
محمدی با اشاره به ظرفیت بازار ایران برای جذب سرمایه خارجی اظهار کرد: بازار ایران بازاری بسیار بزرگ و بکر است و با نخستین گشایش در فضای بینالمللی احتمالا حجم قابل توجهی از سرمایهگذاری خارجی وارد کشور خواهد شد.
وی با اشاره به تجربه سالهای پس از برجام گفت: در سالهای ۱۳۹۵ و پس از آن شاهد موجی از سرمایهگذاری خارجی در اکوسیستم استارتاپی ایران بودیم و بخش قابل توجهی از کسبوکارهای بزرگ فعلی، حاصل همان سرمایهگذاریهای خارجی آن دوره هستند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: باز شدن فضای بینالمللی میتواند فرصت بزرگی برای کسبوکارهای پیرامون بانکها ایجاد کند و بانکها میتوانند از طریق صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر و اکوسیستمهای پیرامونی خود در حوزههای فناوریهای نوظهور سرمایهگذاری کنند.
وی حوزههایی همچون هوش مصنوعی بلاکچین Embedded Finance یا مالی جاسازیشده Open Banking و بانکداری بهعنوان سرویس را از جمله حوزههایی دانست که در چنین شرایطی ظرفیت رشد بالایی خواهند داشت.
محمدی گفت: این حوزهها در ایران هم بازار بکر و تشنهای دارند و هم ظرفیت انسانی مورد نیاز برای توسعه آنها در اقتصاد کشور وجود دارد؛ هرچند بخشی از این ظرفیت انسانی در حال حاضر بلااستفاده است.
وی افزود: تعداد زیادی فارغالتحصیل و نیروی انسانی توانمند و همچنین ظرفیت قابل توجهی از ایرانیان خارج از کشور وجود دارد که در صورت فراهم شدن شرایط مناسب میتوانند به کشور بازگردند و همراه خود ظرفیت انسانی و سرمایه مالی وارد اقتصاد ایران کنند.
سناریوی میانه؛ گشایش تدریجی و تغییر نقش بانکها
محمدی با بیان اینکه سناریوی میانه را محتملتر از دو سناریوی دیگر میداند اظهار کرد: به نظر من سناریوی سوم یعنی سناریوی میانه واقعیتر است و احتمال وقوع بیشتری دارد. حداقل در افق پنج سال آینده این سناریو را پررنگتر میبینم.
وی ادامه داد: در این سناریو شرایط موجود بهتدریج میتواند به سمت بهبود حرکت کند و نوعی گشایش تدریجی اتفاق بیفتد اما احتمالا در کوتاهمدت، فضای بینالمللی فایننس و تعاملات مالی بهطور کامل برای کشور باز نخواهد شد.
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران افزود: در چنین شرایطی میتوان در فضای داخلی و همچنین در بخشهایی از فضای بینالمللی فعالیت کرد و تجربه سالهای گذشته و تجربه جهانی نشان داده است که بانکها بهتدریج بخشی از مزیتهای رقابتی سنتی خود را از دست میدهند.
۷۰ درصد بانکداری خرد در اختیار شرکتهای فناوری
محمدی با اشاره به تغییرات نظام بانکی در جهان گفت: یکی از مزیتهای سنتی بانکها بانکداری خرد یا ریتیل بانکینگ بود اما اکنون در دنیا بخش قابل توجهی از بانکداری خرد در اختیار شرکتهای فناوری قرار گرفته است.
وی افزود: امروز شرکتهایی مانند اپلپی، آمازونپی و علیپی بخشهایی از بازی سنتی بانکها را در اختیار گرفتهاند و حتی در برخی حوزهها دیگر صحبت از فینتک نیست بلکه شرکتهای بزرگ فناوری وارد میدان شدهاند.
محمدی ادامه داد: در حوزه وامدهی نیز بخشی از بازی به سمت شرکتهای فناوری و فینتکها حرکت کرده است و به نظر میرسد این اتفاق در سناریوی سوم در ایران نیز بهشدت تقویت شود.
وی با اشاره به نمونههای داخلی اظهار کرد: همین حالا نیز شرکتهایی مانند دیجیپی و اسنپپی بخشی از این بازی را از بانکها گرفتهاند و بانکها در پشت این شرکتها قرار گرفتهاند.
او افزود: برای نمونه تسهیلات بانک ملت از طریق پلتفرمهایی مانند اسنپپی و دیجیپی به مشتریان ارائه میشود و این روند نشان میدهد که جایگاه بانکها در تعامل با فینتکها در حال تغییر است.
محمدی گفت: در سناریوی سوم یکی از روندهای جدی جاییابی بانکها در تعامل با فینتکهاست؛ به این معنا که شرکتها و بازیگران چابک در لبه بازار قرار بگیرند، مشتری را جذب و درگیر کنند و خدمات مالی، تسهیلات و سایر سرویسها را روی پلتفرمی که مشتری در آن خرید میکند، ارائه دهند.
وی افزود: این مدل همان چیزی است که به آنEmbedded Finance یا مالی جاسازیشده گفته میشود؛ در این مدل بانکها در پشت صحنه قرار میگیرند و بخش مهمی از ارتباط مستقیم با مشتری را به فینتکها واگذار میکنند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران این روند را یکی از ترندهای جدی آینده دانست و گفت: این روند در ایران نیز از همین حالا جدی شده و در آینده جدیتر خواهد شد و برای بقای بانکها نیز ضروری است.
اعتماد و داده؛ دو مزیت اصلی بانکها در عصر فناوری
محمدی در ادامه اعتماد و داده را دو مزیت رقابتی مهم بانکها در برابر فینتکها و شرکتهای فناوری دانست و اظهار کرد: بانکها نسبت به فینتکها و شرکتهای فناوری دو مزیت رقابتی مهم دارند؛ نخست، اعتماد و اعتبار و دوم داده.
وی درباره اهمیت اعتماد گفت: وقتی یک بانک معتبر پشت یک محصول یا کسبوکار قرار میگیرد مشتری با اطمینان بیشتری به آن اعتماد میکند. برای مثال اگر بانک ملت پشت یک توکن قرار بگیرد مردم احتمالا راحتتر آن توکن را خریداری میکنند؛ چراکه میدانند یک بانک معتبر پشت آن قرار دارد.
محمدی افزود: همین اعتماد میتواند زمینهساز شکلگیری کسبوکارهای جدیدی برای بانکها شود؛ از جمله توکنایزیشن املاک، ابزارهای مالی و همچنین تامین مالی زنجیره تامین.
وی داده را دومین مزیت مهم بانکها عنوان کرد و گفت: بانکها روزانه با حجم بسیار بزرگی از تراکنشهای مالی مواجهاند و این داده میتواند به یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی آنها تبدیل شود.
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران افزود: وقتی بانکها با یک دادهگان بسیار بزرگ مواجهاند و هوش مصنوعی نیز امکان تحلیل این دادهها را فراهم میکند میتوانند خدمات شخصیسازیشدهتری به مشتریان ارائه دهند.
هوش مصنوعی؛ فرصت بانکها برای شخصیسازی خدمات مالی
محمدی با اشاره به ظرفیت هوش مصنوعی در نظام بانکی اظهار کرد: هوش مصنوعی میتواند دادههای مالی مشتریان را تحلیل کند و بر اساس رفتار آنها خدمات شخصیسازیشده مالی ارائه دهد.
وی ادامه داد: بانکها میتوانند با تحلیل رفتار مالی افراد خدماتی متناسب با شرایط هر مشتری ارائه کنند؛ برای مثال مشخص کنند فرد منابع مالی خود را در چه حوزهای سرمایهگذاری کند یا سبد مالی خود را چگونه توزیع کند.
او افزود: در این سناریو سرویسهایی مانند توکنایزیشن، تأمین مالی زنجیره تأمین، هایپرپرسونالیزیشن یا شخصیسازی مبتنی بر هوش مصنوعی و ارائه خدمات مالی شخصیسازیشده به افراد میتوانند بسیار پررنگ شوند.
محمدی خاطرنشان کرد: این خدمات میتوانند در دورهای که هنوز گشایش اصلی در فضای بینالمللی اتفاق نیفتاده برای بانکها مزیتهای جدید ایجاد کنند.
اگر ۱۰۰ میلیون دلار داشتم روی چه کسبوکارهایی سرمایهگذاری میکردم؟
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران در پاسخ به این پرسش که اگر پول داشتید، روی چه حوزهای سرمایهگذاری میکردید؟ گفت: پاسخ به این سؤال ساده نیست اما برداشت من این است که کسبوکار حاصل یک نیاز است؛ بنابراین وقتی میگوییم یک فرصت کسبوکار وجود دارد یعنی در سمت دیگر بازار نیازی وجود دارد.
محمدی ادامه داد: در فضای بانکی و مالی این نیاز یا در سمت کسبوکارها وجود دارد یا در سمت مشتریان و مصرفکنندگان بنابراین باید ببینیم چه نیازی پاسخ داده نشده یا دستکم بهدرستی شناخته نشده است.
وی درباره سمت مشتریان گفت: بعد از جنگ حتی در سناریوی سوم، مسئلهای که به نظر من عمیقتر و بغرنجتر میشود تورم، کاهش ارزش پول ملی و احتمالا کوچکتر شدن طبقه متوسط است.
تورم و کاهش قدرت خرید؛ تهدیدی برای بانکها و فرصتی برای فینتکها
محمدی گفت: فقیرتر شدن بخش زیادی از بدنه اجتماعی جامعه اگرچه میتواند تهدید بزرگی برای بانکها باشد اما همزمان فرصتهای کسبوکاری متعددی ایجاد میکند.
وی با اشاره به گسترش خدمات خرید اقساطی اظهار کرد: امروز تقریبا همهجا تبلیغات خرید سهقسطه و چهارقسطه را میبینیم. این موضوع نشان میدهد تقاضا برای چنین خدماتی وجود دارد.
او افزود: چندی پیش در یکی از مجتمعهای تجاری شمال تهران حضور داشتم و تقریبا هیچ فروشگاهی نبود که سرویسهایی مانند اسنپپی یا دیجیپی را نداشته باشد. حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد فروشگاهها یکی از این خدمات را ارائه میکردند و مشتری میتوانست خرید خود را بهصورت سه یا چهار قسطه انجام دهد.
محمدی ادامه داد: این اتفاق نشان میدهد قدرت خرید مردم تغییر کرده است. در گذشته ارزش پول مردم به اندازهای بود که میتوانستند با آن خودرو، خانه یا زمین خریداری کنند اما امروز حتی اگر فردی حدود ۵۰۰ میلیون تومان پول داشته باشد ممکن است نداند با آن چه کاری انجام دهد.
وی افزود: همین موضوع نشان میدهد کسبوکاری که بتواند پولهای خرد مردم را جمعآوری کند و روی این پولها پیشنهاد مالی ارائه دهد میتواند کسبوکار جذابی باشد.
جمعآوری سرمایههای خرد؛ از مدیریت ثروت تا تامین مالی جمعی
محمدی گفت: یک دسته از کسبوکارهای جذاب میتوانند کسبوکارهایی باشند که سرمایههای خرد مردم را جمعآوری کنند و روی آن پیشنهاد مالی ارائه دهند؛ این پیشنهاد میتواند مدیریت ثروت تامین مالی جمعی یا مدلهای مشابه باشد.
وی افزود: در سمت مشتری نیز انواع فینتکها، چه مدلهای امبدد و چه مدلهای غیراِمبدد در افق کوتاهمدت میتوانند جذاب باشند.
محمدی همچنین به ظرفیت کسبوکارهایی که در نقطه اتصال با بلاکچین و رمزارز قرار دارند اشاره کرد و گفت: کسبوکارهایی که به نوعی با حوزه بلاکچین و رمزارزها ارتباط پیدا میکنند نیز در این شرایط جذاب خواهند بود.
نیاز کسبوکارها به سرمایه در گردش؛ فرصت بزرگ فینتکهای B2B
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران در ادامه به فرصتهای موجود در سمت کسبوکارها اشاره کرد و گفت: کسبوکارها به سرمایه در گردش نیاز دارند و حتی حاضرند برای تامین مالی سریع، هزینه بالایی پرداخت کنند.
وی افزود: در حال حاضر در حوزه تامین مالی جمعی تقریبا هیچ طرحی وجود ندارد که در شرایط تورمی فعلی ظرف مدت کوتاهی تأمین مالی نشود. حتی نرخهایی مانند ۴۶ تا ۴۸ درصد نیز برای برخی تامینهای مالی مطرح است.
محمدی ادامه داد: البته هزینه واقعی این تامین مالی برای شرکتها با هزینههای جانبی میتواند بسیار بالاتر باشد اما شرکت حاضر است هزینه بیشتری پرداخت کند تا تامین مالی خود را سریع و بدون فرایندهای دستوپاگیر بانکی و با سرعت بالا انجام دهد.
وی گفت: بنابراین کسبوکارهای B2B که بتوانند از جنس جمعآوری پول برای کسبوکارها فعالیت کنند میتوانند بسیار پررنگ شوند. تامین مالی جمعی یک نمونه از این کسبوکارهاست اما مدلهای دیگری مانند پرایوت اکویتی و کسبوکارهای پیش از عرضه اولیه نیز میتوانند جذاب باشند.
محمدی تاکید کرد: هر جایی که بتوان پول جمع کرد و یک کسبوکار را تامین مالی کرد میتواند فرصت مناسبی برای ایجاد یک کسبوکار جدید باشد.
وقتی اعتبار جای پول را میگیرد
محمدی یکی دیگر از فرصتهای مهم را جایگزینی اعتبار به جای پول در تعاملات اقتصادی دانست و گفت: حوزه دیگری که میتواند بسیار مهم باشد جایی است که اعتبار جای پول بنشیند و اعتبار میان بازیگران اقتصادی گردش کند.
وی افزود: نمونه آن تامین مالی زنجیره تامین است. در هر جایی که بتوان جریان نقدینگی را از طریق اعتبار ایجاد کرد امکان شکلگیری کسبوکارهای جذابی وجود دارد.
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران ادامه داد: وقتی این مدلها اهمیت پیدا میکنند، کسبوکارهایی که بتوانند اعتبارسنجی انجام دهند نیز جذاب خواهند شد.
وی برای توضیح این موضوع به یک مثال اشاره کرد و گفت: در اینجا لازم نیست حتما خودتان طلا پیدا کنید؛ میتوانید ابزاری بسازید که امکان پیدا کردن طلا را برای دیگران فراهم کند. در واقع ایجاد زیرساخت اعتبارسنجی میتواند به اندازه ارائه مستقیم خدمات مالی اهمیت داشته باشد.
هوش مصنوعی و بلاکچین؛ «مد»هایی که میتوانند به فرصت اقتصادی تبدیل شوند
محمدی در ادامه با اشاره به روندهای فناورانه گفت: در کنار نیازهای واقعی بازار یکسری مد نیز وجود دارد. ممکن است چیزی برای یک نفر نان نباشد اما برای فرد دیگری به آب تبدیل شود و فرصت اقتصادی ایجاد کند.
وی افزود: در شرایط فعلی هوش مصنوعی و بلاکچین از جمله روندهای مهم هستند و احتمالا بسیاری از شرکتها به سمت توسعه خدمات هوش مصنوعی و همچنین تامین مالی پروژههای این حوزه حرکت خواهند کرد.
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران اظهار کرد: اگر بتوانیم سازوکارهایی ایجاد کنیم که تامین مالی پروژههای هوش مصنوعی را بر عهده بگیرند، این حوزه میتواند جذاب باشد و دستکم در افق دو تا سه سال آینده کسبوکارهای جذابی با نرخ رشد بالا از آن شکل خواهد گرفت.
وی افزود: برای نمونه اگر روی یک استارتاپ هوش مصنوعی سرمایهگذاری انجام شود امکان چند برابر شدن ارزش سرمایه در مدت کوتاه وجود دارد و این موضوع میتواند برای سرمایهگذاران جذاب باشد.
محمدی این بخش از سخنان خود را بهویژه مرتبط با صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر بانکی دانست و گفت: برای صندوقهای سرمایهگذاری بانکی این حوزهها میتوانند موضوعات جذابی برای سرمایهگذاری باشند.
اگر دولت ۱۰۰ میلیون دلار داشت کجا سرمایهگذاری میکرد؟
محمدی در ادامه در پاسخ به این پرسش که اگر خود را در جایگاه دولت قرار دهد و دولت ۱۰۰ میلیون دلار برای سرمایهگذاری در اختیار داشته باشد چه اقدامی انجام میدهد گفت: دولت نباید در بازی اصلی وارد شود بلکه باید زیرساخت را فراهم و زمین بازی را آماده کند.
وی افزود: بنابراین اگر من در جایگاه دولت بودم این منابع را به چند بخش تقسیم میکردم و بخش عمده آن را به زیرساخت اختصاص میدادم.
۶۰ درصد منابع برای زیرساخت پردازشی، داده و امنیت
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران اظهار کرد: حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد این منابع را صرف زیرساخت میکردم؛ چراکه در این بخش واقعا ضعف داریم.
وی سه حوزه زیرساخت پردازشی، زیرساخت داده و زیرساخت امنیت را از مهمترین نیازهای کشور عنوان کرد و گفت: این سه زیرساخت برای شکلگیری و توسعه مجموعهای از کسبوکارهای فناورانه ضروری هستند.
محمدی افزود: بنابراین اگر فرض کنیم دولت یا نهادی مانند صندوق نوآوری و شکوفایی ۱۰۰ میلیون دلار در اختیار داشته باشد حدود ۶۰ میلیون دلار آن باید صرف ایجاد و تقویت همین زیرساختها شود.
حمایت از سرمایهگذاری خطرپذیر با مدل سرمایهگذاری مشترک
وی ادامه داد: از حدود ۴۰ درصد منابع باقیمانده حداقل ۲۵ تا ۳۰ درصد را به صورت سرمایهگذاری مشترک یا Co-Investment اختصاص میدادم تا فضای سرمایهگذاری برای شکلگیری کسبوکارهای نوپای جذاب در این حوزه بهینه شود.
محمدی توضیح داد: دولت میتواند با سرمایهگذارانی که در این حوزه وارد میشوند به نسبتهای مختلف از جمله دو به یک یا یک به یک سرمایهگذاری مشترک انجام دهد تا سرمایهگذاری به سمت حوزههای موردنظر هدایت شود.
وی تاکید کرد: دولت در اینجا باید ریسک سرمایهگذاری را کاهش دهد؛ بهویژه در مراحل اولیه شکلگیری کسبوکارها یعنی جایی که هنوز کسبوکارهای نوپا شکل نگرفتهاند و سرمایهگذاران خصوصی تمایل کافی برای ورود ندارند.
محمدی گفت: در ادبیات سیاستگذاری به این وضعیت شکست بازار گفته میشود؛ یعنی بازار بهصورت خودکار نمیتواند مسئله را حل کند و در چنین شرایطی لازم است دولت وارد عمل شود و شکست بازار را برطرف کند.
سرمایه انسانی؛ بخش فراموششده سرمایهگذاری
وی بخش باقیمانده منابع را نیز برای سرمایه انسانی پیشنهاد کرد و گفت: حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد منابع باقیمانده را باید صرف سرمایهگذاری روی سرمایه انسانی کرد.
محمدی تاکید کرد: بدون زیرساخت و سرمایه انسانی تمام این برنامهها با مشکل مواجه خواهد شد.
وی با اشاره به چالش خروج نیروی انسانی متخصص از کشور اظهار کرد: متأسفانه بخش قابل توجهی از سرمایه انسانی خوب کشور را هر سال از دست میدهیم و هرچه بحرانها ادامه پیدا کند مهاجرت و سرخوردگی نیز بیشتر خواهد شد.
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران افزود: تعداد زیادی نیروی توانمند در کشور وجود دارند که حتی مهاجرت نکردهاند اما در حال حاضر امکان فعالیت موثر ندارند یا به دلایل مختلف فعالیت نمیکنند.
وی گفت: لازم است سرمایهگذاری مناسبی بهویژه روی آموزشهای جدید، آموزشهای حرفهای و توانمندسازی نیروی انسانی انجام شود و این توانمندسازی حتی باید از سطح دبیرستان آغاز شود.
محمدی در پایان تاکید کرد: اگر دولت بخواهد در این حوزه نقش مؤثری ایفا کند باید ترکیبی از توسعه زیرساختهای پردازشی، داده و امنیت، کاهش ریسک سرمایهگذاری در مراحل اولیه و سرمایهگذاری جدی روی سرمایه انسانی را در دستور کار قرار دهد.
مدیران میانی؛ ستونهای تابآوری سیستم
محمدی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به نقش مدیران میانی و بدنه حرفهای کشور در عبور از شرایط جنگی و تحریمی گفت: اگر کشور در شرایط جنگ و تحریم توانسته پایدار بماند بخش مهمی از این تابآوری به دلیل وجود یک بدنه میانی حرفهای، متخصص و دغدغهمند در سازمانها و شرکتهای بزرگ است.
محمدی در پایان تاکید کرد: در نهایت تابآوری یک سیستم سطح نوآوری آن و میزان تعلق و دغدغهمندی افراد نسبت به یک جامعه تعیینکننده مسیر آن است و باید از همه کسانی که در این بازه زمانی تلاش کردند سیستم دچار فروپاشی نشود و مردم با مشکلاتی مانند سردرگمی و کمبود مواجه نشوند قدردانی کرد.
تسهیل تأمین مالی دانشبنیانها در اینوتکس؛ از همرسانی سرمایه تا توسعه بازار
بانکداری پساجنگ در سه سناریو؛ از رونق فینتکهای رمزارزی تا ورود هوش مصنوعی به خدمات مالی
«راهمانو»؛ دستیار هوش مصنوعی برای تصمیمسازی و توسعه کسبوکارها
بررسی فرصتها و چالشهای همگرایی هوش مصنوعی و اینترنت اشیا در اینوتکس ۲۰۲۶
اینوتکس ۲۰۲۶؛ نسخه فعالان فناوری برای درمان چالشهای سلامت دیجیتال
دبیرخانه: تهران،پارک فناوری پردیس، ساختمان سراج، واحد 125
کد پستی : 1657163871
دبیرخانه:
021-88503030
ایمیل: secretary@inotex.com